اعلام برنامه های فجر86
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
به نام دوست جک نیكلسون:شايد «جک نیكلسون» پس از چهار دهه فعاليت در عرصه سينما كه سه دهه از آن توام با شهرت بوده است معروفترين ستاره زنده هاليوود باشد بهطوری كه حتی با بردن نام كوچک او همه متوجه میشوند سخن از نيكلسون است. در مراسم اسكار 1983 وقتی مجری گفت «جک» ميلياردها نفر كه بهطور مستقيم و غيرمستقيم مراسم را دنبال ميیكردند فهميدند منظور، جک نيكلسون است و وقتی در سال ۲۰۰۲ كتاب «آشپزی برای جک» منتشر شد، همه میدانستند اين كتاب برای هيچكس نيست جز جک نيكلسون.
جان جوزف نیکلسون معروف به جک نیکلسون (زادهٔ ۲۲ آوریل ۱۹۳۷ در نپتون، نیوجرسی) با سه جایزهٔ اسکار و هفت جایزهٔ گلدن گلوب در کارنامهٔ حرفهای خود یکی از ستارهای سینما به شمار میرود، بازیگر آمریکایی است که به آفریدن شخصیتهای عصبی مزاج و بعضاً شریر شهرت دارد.
جوایز: برنده اسكار: ديوانه ای از قفس پريد (۱۹۷۵)- دوران مهرورزی (۱۹۸۳)- بهترين شكل ممكن (۱۹۹۷)
نامزد اسكار:- ايزی رايدر (۱۹۶۹)- پنج قطعه آسان (۱۹۷۰)- آخرين گروه (۱۹۷۳)-محله چينی ها (۱۹۷۴) -سرخ ها (۱۹۸۱)- شرافت خانواده پريتسی (۱۹۸۵)- آيرون ويد (۱۹۸۷)-چند آدم خوب (۱۹۹۲).
در مورد زندگی جک مطالبی گفته شده که بنده هرآنچه که شنیدم و خواندم را در اینجا میآورم!
۱:جک نیکلسون در ۲۲ آوریل ۱۹۳۷ در شهر مشیگان به دنیا آمد. مادرش جون فرنسس نیکلسون (جون نیلسون) یک رقاص کاباره(showgirl) بود. شش ماه قبل از بدنیا آمدن جک، مادرش با مردی از همکاران خود بنام دونالد فورچیلو که اصالتاً ایتالیایی بود ازدواج کرده بود. مادر جون اصرار شدیدی داشت که دخترش به کار رقصندگیش ادامه دهد و داشتن فرزند، وی را مجبور به کناره گیری از شغلش نکند. بنابراین نگهداری جک را عهده دار شد. در مورد اینکه دونالد فورچیلو واقعاً پدر اصلی جک است یا نه، اختلاف نظر وجود دارد. خود دونالد این گفته را انکار میکند. جک نیکلسون نیز تا به حال حاضر به انجام آزمایش DNA برای مشخص شدن هویتش نشدهاست. نیکلسون در گفتگو با مجلهٔ تایم گفتهاست، سرپرستان واقعی او در واقع مادربزرگ و پدربزرگش بودند و خواهر خود را به عنوان مادرش خواندهاست.
۲:مادرش صاحب يک پيرايشگاه و پدرش خانواده را ترک گفته بود. در سن ۱۷ سالگی و در كاليفرنيا به عنوان يک پادو در كمپانی M.G.M مشغول به كار شد . همانجا بازيگری آموخت. و در بسياری از نمايشها و برنامه های تلويزيونی بازی كرد. اما مجسمه طلايی اسكار را برای اولين بار برای بازی در فيلم ديوانهای از قفس پريد در سال ۱۹۷۵ بدست آورد.او تا به حال در نقشهای متفاوتی ظاهر شده است.جک نيكلسون در سال ۱۹۷۱ به كارگردانی روی آورد.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
شهادت بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا (س( بر هشتمین گوهر آسمان ولایت تسلیت باد.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
۲۰ روش برای زندگی بهترنشریه Women magazine بیست روش برای زندگی بهتر به مردم پیشنهاد کرده است تا با به کارگیری آن رضایت مندی بیشتری از زندگی برایشان ایجاد شود. این روش ها عبارتند از:
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
مدیریت تله موشی
موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بستهاي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لبهايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه ميرسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آوردهاند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط ميتوانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب ميداني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديدهام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خندهاي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟
در نيمههاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد ميكردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها ميگذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بستهاي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!
شرح حکایت
به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، ميتواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي براي حل آنها بيابند.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط علي اكبر فدايي
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||